روایت مشرق و آفتاب با عکس ها

یکشنبه 08 بهمن 9695
191 بازدید

 

کیارنگ علایی

 

مسئولیت مدیریت و گردآوری نمایشگاه گزیده آثار عکاسان خراسان بزرگ از سوی انجمن عکاسان ایران به من سپرده شد تا در این دوره از ده روز با عکاسان ایران به مجموعه از صداهای مختلف عکاسی در خراسان دست یابیم. کیوریتوری این نمایشگاه که یک ماه و اندی بصورت شبانه روزی مشغول آن بودم مسیری پرفراز و نشیب بود. برای گردآوری این آثار به آرشیوهای چند دهه پیش بسیاری از عکاسان اماکن در مشهد و شهرهای دیگر رجوع کردم تا به انتخاب اثر معدودی برسم، با توجه به تعداد عکسی که نهایتا در ظرفیت یک گالری از مجموعه گالری های خانه هنرمندان می گنجیده هفتاد اثر بهترین شکل تنوع بخشی و توجه به همه ظرفیت ها، سهمیه بندی بود، چرا که اساسا امکان دعوت از بیش از یک هزار عکاس خراسانی وجود ندارد. پس ما سهمیه ای را برای عکاسان دهه چهل و پنجاه، سهمیه ای را برای عکاسان پیش کسوت، سهمیه ای را برای عکاسان مطبوعاتی و در نهایت سهمیه اندکی را برای عکاسان نوجوان در نظر گرفتیم. مطابق این سهمیه و با پیش شرط فعالیت مستمر عکاس بصورتی که این فعالیت دیده شود و نمود بیرونی داشته باشد شروع به تهیه فهرستی از عکاسان کردیم. در این بخش از شهرستان های فعال در حوزه عکاسی مانند: نیشابور، تربت حیدریه، سبزوار، بجنورد، بیرجند، قوچان، فریمان و ... حداقل از یک عکاس صاحب نام نیز دعوت کردم. از شاگردان مدرسان مختلف مشهدی نیز افرادی را بعنوان نمونه هایی از خروجی های هنرجویی دعوت کردم، در نهایت همه هدف این بود که مخاطب این نمایشگاه سلایق مختلف حاکم در عکاسی خراسان را در عملکردهای مختلف ژانرها به تماشا بنشیند.

 

دو رویکرد اصلی یعنی فاین آرت و مستندگرایانه را به جد دنبال کنیم و بعنوان مصداق، آثاری را در این حوزه روی دیوار ببریم. می دانیم که فاین آرت در عکاسی یک رویکرد است، نه ژانر و نه سبک! فاین آرت صرفا یک انتخاب ذهنی(و بر پایه مفهوم) از سوی عکاس است، نه قاعده ای تالیف شده و مدون که رعایت اصول مشخصی از آن، منجر به تولید عکس های فاین آرت شوند. به این دلیل این رویکرد بیش و پیش از هر چیز به پشت دوربین تعلق دارد نه جلوی دوربین. آنچه تولید می شود پشت منظره یاب و در هزار توی ذهن و فکر عکاس اتفاق افتد نه در سوژه ای که در مقابل دوربین قرار دارد و طبیعت خود را جاری و ساری می نمایاند. پس با انتخاب عکس هایی در این حوزه سعی کردیم نشان بدهیم که فاین آرت عکاسی انتزاعی نیست، عکاسی ذهنی نیست، عکاسی خلاقه هم نیست، اگر چه ممکن است به صورت عمومی قرابت هایی با این نوع عکاسی ها داشته باشد اما این ها ترجمان اشتباهی است که دراین سالها از این رویکرد ارائه شده است. فاین آرت یک رویکرد است که هدف مشخصی را از تولید عکس دنبال می کند. هدفی که گاهی بدون آگاهی از آن، در درک اثر دچار چالش می شویم. در این رویکرد، استدلال عکاس بیش از «ابرازگری» او که پیش از این در دوره مدرنیسم با آن سروکار داشتیم، اهمیت می یابد.

 

 

در رویکرد فاین آرت، پرهیز از ارائه پیام صریح، تقدم ایده و طرح ذهنی، تشخص ذهنیت و فضای شخصی بیش از دیگر عناصر مطرح می شود. رویکرد غالب دیگر در این سالها رویکرد مستندگرایانه است که نباید آن را با عکاسی خبری اشتباه گرفت. عکاسی مستند در مسیر تکوینی خویش افق های جدیدی را می پیماید، اگرچه در همه این افق ها رویکردهایی مشترک با این هدف وجود دارد که میزان تاثیرگذاری و کیفیت القای مفاهیم عکس مستند بر مخاطب فزونی یابد، اما بواقع لباس جدیدی که بواسطه پیشرفت های روزافزون ابزار عکاسی در این سالها بر تن عکاسی مستند نشسته، از جهات مختلف قابل بحث و بررسی است. تفاوت های عکس مستند و خبری و رسالت دیگرگونه این دو عکس در برخورد با رویدادهای زندگی، به تبیین چهره حقیقی آن خواهد انجامید.

 

در عکاسی مستند، لحظه های ثبت شده تنها عنصری نیستند که زمان در آنها تلاش می کند تا احساس مشخصی از رویداد را بوجود آورد. روزها، هفته ها، ماه ها و سالها برای جمع کردن اطلاعات بصری فدا شده اند تا به ثبت یک موضوع مستند کمک کنند و در نهایت سندی تصویری ایجاد کنند که برای بایگانی و مطالعات فرهنگی بکار خواهد آمد. از طریق عکس مستند، عکاس این شانس را دارد که لحظه های درهم آمیخته زندگی را به تصویر بکشد. لحظه های کوچک از زندگی روزمره، رفتارها، داد و ستد، احساسات و عواطف رها شده مردم زمانیکه مقابل نگاه خیره دوربین قرار می گیرند، ارزشمند می شوند و تلالویی دوباره می گیرند. هنگامی که این عکس ها منتشر می شوند، بیننده مشتاق است که از هوش و تجربه های شخصی، حتی شک و تردید خود استفاده کند و به نوعی این تصاویر را قضاوت کند. آنگاه بواسطه استخراج معانی و استعاره ها، یک تصویر پتانسیل این را پیدا می کند که همه احساسات موجود در بیننده را برانگیزد. اما آیا این کافی است؟؟ آن هم در روزگاری که در بمباران تصویر و تورم عکس قرار داریم؟

 

 

معتقدم عکاسی اگر حامل فردیت نباشد عکاس را به بیراهه خواهد برد، ظاهر ساده عکاسی که عموما آن را ماشین کوچک تلقی می کنند که مسئولیتش فقط ضبط واقعیت است ما را فریب می دهد و نوعی آسانی را در برخورد با عکاسی ایجاد می کند. عکس ارگانیسمی است زنده.چرا که میان اجزای آن رابطه معناداری است و هر عکس بستر کشف آن رابطه توسط مخاطب است. مخاطب همواره یکی از اضلاع عکس هنری است که وجودش به عکس ضمانت می دهد. عکس به ما می گوید عکاس چگونه با دنیا رابطه دارد. این دغدغه ها موجب گفتگو با عکاسان دعوت شده به این نمایشگاه بود تا با پیشنهاد خود آن عزیزان و یا همفکری، در نهایت به مجموعه ای برسیم که نمایندگانی از عکاسی طبیعت، عکاسی انتزاعی، عکاسی ذهنی، عکاسی مطبوعاتی، عکاسی اماکن، عکاسی شهری، عکاسی پرتره، عکاسی مستنداجتماعی، عکاسی استیج، عکاسی فتومونتاژ و عکاسی داگرئوتیپ را بعنوان جریان های مختلف آزموده شده در استان خراسان بزرگ به نمایش بگذارد.

 

در این نمایشگاه هم از عکاس هفتاد و یک ساله دعوت کرده ایم و هم عکاس نوزده ساله نگاه خود را در عکسش روی دیوار برده است. هم از عکاسان فعال شهرستان هایی چون نیشابور، سبزوار، قوچان، بجنورد، بیرجند، تربت حیدریه و ... دعوت به عمل آمده و هم نیم نگاهی به عکاسان مهاجرت کرده داشته ام. عزیزانی که هر کجای اروپا و آمریکا باشند خراسانی اند و دلشان با عکاسی خراسان است. آنچه به شخصه برای من اهمیت داشت چندصدایی بودن و تنوع رسته ها بود که بدلیل محدودیت تعداد اثر در یک گالری، تنها بصورت نمونه، رویکردهای مختلف عکاسی خراسان را تبیین کند و صد البته که هفتاد عکس روی دیوار رفته به هیچ عنوان نمی تواند نمایه ای کلی از فعالیت همه عکاسان استان باشد. نکته مهم دیگر آنکه قالب انتخابی برای دعوت از عکاسان این نمایشگاه «تک عکس» است چرا که معتقدم تک عکس ها علاوه بر اینکه کارایی نمادین دارند، می توانند یادآور فضای کلی کاری یک عکاس نیز باشند و روند عکاسی یک عکاس را در دوره های مختلف یادآور شوند.

 

امید که این مجموعه بخشی از توانمندی های عکاسی خراسان را از جوانان زیر سی سال تا پیشکسوتان عکاسی مناظر و اماکن زیارتی نمایش داده باشد.

 

 

منبع: انجمن عکاسان ایران

جدیدترین اخبار

محبوب ترین اخبار

تماس شما باعث دلگرمی ماست.
051-38442042 | 051-38443520